تبليغاتX
 شهردل

شهردل

صحبت های صمیمی

شرمندگی

سلام بر تک تک شما دوستان به خدا شرمنده همتونم روم سیاه

درگیر شدم حسابی وقت سر خارونمدنم ندارم ازاین طرف خودمو انداختم تو چاه درس خوندن از اون طرف

 امتحانای کامپیوتر  از همش بدتر سرکارم مرم دیه شده غوز بالا غوز حالا خوبه وقت دارم یه ساعت

بخوابم یا چیزی بخورم صبح تا ظهر ساعت ۵/۱ سر کارم ۲ میام مرم سر کلاس جای شما خالی ۷ میام

 تا ۹ سر کار بعدشم هنوز تازه اول درس خوندنمه دوباره روز از نو روزی از نو حالا امتحانای کامپیوترمم

شروع شده دیه شده واویلا اگه بدوند تو دلم داره چی چی مگذره همین جور رخت میشورن

 

مشتی جون معذرت حالا ایشاا... میام  دوباره تا حرصت در بیاد درم کنی  یتا کارما کم کردی دیه

 

نباید حرص حرص طرف مقابلما بخورم باید بیبینم فقط فروردینی نباشه دیه کوفت هم بود کنار میایم 

 

پوپک عزیز شرمنده وسط یزدی یاد گرفتن ولت کردم میام جبران مکنم

 

بیقرار عزیز برادر بزرگوار از اینکه بیادم هستد ممنون به خدا به یادتون هسم حتی اگه نمیام یا دیر میام

 

جبران مکنم

بقیه دوستانم از همین جا معذرت خواهی مکنم ازشو واقعا ببخشد همگی

 

 


 

نوشته شده توسط s در 88/08/20 ساعت 10 موضوع | لینک ثابت


فعالیت جدید

سلام به همگی

حدود چند سالیه که درس و مدرسه ازم فرار کردن و منم به چند دلیل دنبالشون نرفتم و خودمو

 

 سرگرم کلاسای جورو اجور کردم ولی همیشه دنبال موقعیت گشتم تا ادامه بدم تا اینکه  : روزی

 

 با فیلمان برای گرفتن مجوز کاری به یکی از ادارات رفتیم در آنجا با مخالفت کارفرما مواجه

 

 شده به فیلمان برخورد و یاد هندوستانش افتاد و گفت : یا ببر منو هندوستون یا دیه نه من نه تو

 

  ما که دنبال فرصت بودیم و چاره ای نیز جز این نیافتیم وقت را غنیمت دانسته سوار بر فیلمان

 

 به طرف یکی از مراکز شبانه روزی ره سپار شدیم در میان راه با مشکلاتی مواجه شدیم که با

 

 کمی صبر حل شد وبه خود امیدواری دادیم که همه می تونن ما نیز میتوانیم برویم این مدرک را

 

 بالا برده ببینیم چه چیز از توی آن بیرون می زند . بلاخره چی  ثبت نام و رفتن به سر کلاس و

 

 درس و مشق

 

روز اول با دوستانی آشنا شدیم که از سن و سال بزرگ تر یا کوچک تر از خودمان هستند

 

 مقداری از دلهره مان کم شد تا اینکه گفتند امروز را استثنا یکی از مربیان که کلاس ندارند آمده

 

 درس داده تا برنامه ریزی کنیم گفتیم باشد

.

بهتر است از آخر بگویم پایان  کلاس

 

- :من خو هیچی نفمیدم

 

- : چی چی داشت مگفت

 

-: درسم داد؟

 

یکی از بچه هایی که سال قبل افتاده و با ما درس می خواند : ها درس داد تمریناشم حل کرد

 

-: درس داد ما خو نفمیدم کی درس داد ؟ چه تمرینی ؟

 

آخه می دوند چی چیه مربی عزیز اومدن تو کلاسو شروع کردن به انگیلیسی صحبت کردن و

 

 گه گداری هم یه (ها )می گفتن و( tank ) در همین حدودا هم پرسیدن که بچا چقدر وقته درس

 

 نخوندن یکی گفت 5 ساله یکی 12 ساله یکی 6 ساله و... مربی گفتن که اینجوری برای من

 

 سخته درس بدم شما باید خودتونو برسوند به بچای پارسال .آخه چند تا از بچایی که سال قبل رد

 

 شدن با ما درس مخونن بچا گفتن ما چطوری برسونم خودونا به اونا ؟

 

مربی :کتاب سال قبل را بگیرد بخوند من ازتون امتحان می گیرم . حالا هم درس مدم چون زمان

 

 ندارم

 

خلاصه به همین منوال زنگ اول به صدا دراومد و رسید زنگ دوم

 

مطالعات اجتماعی

 

معلم اومدن تو کلاس و...

 

از معلممو پرسیدم که سخته ،آسونه ،چه جوریه ؟ مشه غیر حضوری خوند آخه باید برم سر کار

 

 و نمرسم بیام  گفت که اگه واقعا بخواین مشه ولی بودن که رد شدن و الان با شما ها دارن

 

 دوباره مخونن

 

خلاصه  6 تا درس دادن  وقتی زنگ خورد همه رفتن و غیر حضوری زدن

پایان


 

نوشته شده توسط s در 88/07/12 ساعت 14 موضوع | لینک ثابت


کم آوردن

 

سلام به همگی رفقا امروز نیت کردیم بیاییم و مطلب نوشته به ثبت برسانیم غافل از آنکه هیچ

 

چیز در چنته نداریم خدا خدا کردیم گیر آوریم نشد که شد،چشممان افتاد به گوشی مان،  گفتیم

 

هر چه در آن است را می نویسیم جدا از شماره ها  دلتان خش نشود

 

به دلیل اینکه دوستانی داریم بهتر از برگ چغندر که جونشون واسمون در میره و اصلا هم نمی

 

دانیم از کجا با اینها آشنا شده و چه دلی کردیم دوست شویم حالا دیگر شده است  پیامهای

 

عاشقانه یشان را دستچین کرده ایم بخوانید

 

1-دوستت دارم یه دونه اما مردونه

 

2-زندگی قصه مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند فروختی ؟گفت نخریدند تمام شد

 

3-هانیه توسلی با حامد کمیلی ازدواج میکنه بچشون میشه دعای ندبه

 

4-دعای خانوم های مجرد :اللهم الرزقنا جوانک الرشید الغنی و الصاحب المدرک و المسکن

 

،الراکب زانتیا ،مطیع الامر،لاخواهر لا مادر،متخصص الطبخ و النظافه المنزل و ماهر

 

بالتعویض الکهنه الطفل الصغیر ،الخلاصه :زن ذلیلاآمین

 

5-می دونی مثل چی هستی ؟ مثل یه تصادف وحشتناکی که کشته مرده زیاد داری

 

6-بعد عمری اومدم بنویسم  دوست دارم خودکارم جوهر تموم کرد

 

 7-سه نفر میمیرند اولی رو می برن بهشت دومی رو می برن جهنم سومی رو می برن طویله

 

می پرسن چرا ؟ جواب میاد اولی متاهل بوده دنیا براش جهنم  دومی مجرد بوده دنیا براش بهشت

 

 سومی متاهل بوده زنش می میره مرتیکه الاغ رفته دوباره زن گرفته

 

9-اسمت رو روی غنچه نوشتم شکفت ،اسمت را روی درخت نوشتم میوه داد اسمت را روی

 

صحرا نوشتم لاله زار شد آخه این اسمه یا کود شیمیایی؟

 

10- دم به دم بر همه دم،در هم بدم ، تخمه بدم آجیل بدم

 

11- به اندازه شیرینی وجودم دوست دارم   از طرف لیمو ترش

 

12- اگه یکی با گاری دنبالت کرد نترسی نون خشکیه اونم فهمیده با نمکی

 

ا اینا رودوتا از دوستان گرام و خواهر زاده عزیز تر از جان برای ما فرستاده اند پس اینها

 

را داشته باشین تا مواردی دیگر که مطلب کم آوردیم بقیه را نوشته به سمع و نظر مبارک شما

 

برسانیم

 


 

نوشته شده توسط s در 88/07/03 ساعت 14 موضوع | لینک ثابت


شبهای قدر

 

با سلام به  همه دوستان عزیز طاعات و عبادات قبول

 

                       آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است

                       آن لحظه که دیده ات ز اشکی خیس است

                       یاد آر که سخت محتاج دعایت هستم

دارم از دست می روم . کسی هست به فریاد دل من برسد ؟تا خدا راه درازی دارم جاده ای می

خواهم که قدمهای گریزانم را به در خانه ان دوست برد .یک میانبر به حریم بالا . نکند مرگ

مجالم ندهد نکند زنده نباشم نرسم !نکند عمر کفافم ندهد ! شانه ام خرد شده از بار گناه . فرصتی

می خواهم تازمین بگذارم .. همه پلهای پشت سر من ویران است . راه برگشتی نیست . من مانده

و یک سال غم دربدری ، غم خانه بدوشی ،شانه ای می خواهم تا یک دل سیر بگریم از درد. من

 شنیدم که خدا نردبانی دارد به بلندای سعادت،شبی از این شبها یک شب می نهد روی زمین . من

شنیدم که شبی از شبها می شود یک شبه پیمود ره صد ساله . من پی روزی خود آمده ام . من

شنیدم که ملائک تا صبح می برند آن بالا عطر اندوه بنی آدم را . من به دنبال خودم می گردم

 

شب قدر است آیا؟ شب تسبیح و مناجات و سلام ،شب اشک و توبه،شب ویرانی من،شب مهمانی

او ،شب بیزاری من از دنیا شب دلجویی او از مهمان شب قدر است آیا؟من همان بنده از دوست

فراری هستم من همان چهره غمگین پریشان حالم ،من همان آدم خاطی و گناه آلودم .شب قدر

است آیا؟چه کسی می گوید شب دراز است و قلندر بیدار ؟شب کوتاه است این دقایق همگی نایابند

 لحظه ها می گذرند چشم بر هم بزنی سحر از راه رسیده است و تو هنوز در خوابی .ها ،مبادا

که بگویند به تو ،سحر از راه رسیده است و قلندر در خواب . جامه را از تن خود خواهم کند

جوشنی می پوشم همه از جنس عطوفت احساس ، شب قدر است امشب !تا سحر بیدارم تا سحر

 دانه به دانه غم خود می بارم ،تا سحر سر به زانو می گیرم زار ،تا سحر توبه به درگاه خدا

، شب قدر است امشب

                                     حیف اگر در شب قدر قدر خودنشناسیم

 

خدایا چگونه بخوانم تو را و من منم و چگونه قطع امید کنم از تو و تو تویی

معبودا اگر از تو نخواهم که به من عطا کنی پس از که و چه کسی خواهم که به من عطا کند

خدایا اگر تو را نخوانم تا اجابتم کنی پس کیست ؟که بخوانمش و اجابتم کند .

 معبودا اگر زاری نکنم بسوی تو تا به من رحم کنی به که زاری کنم تا به من رحم کند

خدایا دریا را برای حضرت موسی شکافتی و نجاتش دادی از تو می خواهم اینکه رحمت فرستی

 بر محمد و آل محمد و اینکه نجات دهی مرا  از آنچه گرفتارم در او

 و گشایش فوری بمن عطا کنی بدون مدت به فضل و رحمتت ای مهربانترین مهربانان

 

شب و روزهای عزیزی پیش رومون هست تو این شبا اسم خیلیا رو خط می زنن اون دفعه گفتم

 یکی از بچا گفت حرف آخوندا رو می زنم ولی چند روز پیش یکی از دوستان داداشم تو

تصادف جون خودشو از دست داد وقتی از در مغازشون رد شدم و عکسشا دیدم قلبم از جا کنده

شد و اصلا باور نکردم باور کردنش خیلی سخته که یکی رو امروز بینی و فردا بگن مرد  بیاین

قدر این شبا رو بدونیم و جدی بگیریم

بیاین برا خیلیا دعا کنیم مخصوصا برا مریضایی که گوشه گوشه بیمارستانا هستن  شاید تو شبای

 قبل زیاد سختشون نباشه ولی تو این شبا واقعا چشم امید دارن که کسی دست دعایی براشون بالا

 ببره و بتونن به آغوش خونواده هاشون برگردن 

بیاین برا کسایی دعا کنیم که درگیر راهروهای دراز و آشفته انگیز دادگاهها هستن شاید برا خیلیا

چیز مهمی نباشه ولی هستن کسایی که به خاطر یکی چک  یکی طلب حتی بعضی جوونا به

خاطر مهریه ،نفقه و ... گیر همین راهروهای دادگاه هستن و عمرشون داره هدر میشه بیاین تو

این شبا برای همه گرفتارا دست دعا بالا ببریم و رفع مشکلاتشونو بخوایم شاید به برکت همین

دعاهامون خودمون هم عاقبت بخیر بشیم

                     خدایا به فرشتگانت بسپار که در نیایش خویش عزیزان مرا از یاد نبرند

التماس دعا


 

نوشته شده توسط s در 88/06/17 ساعت 22 موضوع | لینک ثابت


قدر دانی از پدر

 

سلام بر تو ای کوه پر استقامت !

 

سلام ای معنای تلاش و پایداری

 

سلام ای اسوه عظمت و آزادگی   سلام بر تو ای پدر !

 

به دستان تلاشگرت بوسه می زنم و تاول رنجهای کار و تلاش بدنت را

 

 می بوسم . ای که بودنت معنای دلگرمی است . با تو به تمام خواسته

 

های زندگی ام می رسم و به پشتگرمی ات کوه سختی های زندگی را

 

جابجا می کنم . تنها بودنت کافی است تا از هیچ چیز نترسم و در مقابل

 

 هیچ کس سر تسلیم فرود نیاوردم . کافی است سایه مهربانت روی سرم

 

 باشد تا با تمام توانم به جنگ مشکلات بروم و همانطور که آرزو

 

داری موفق شوم .

 

پدر عزیزم !اولین کلمه ای که به زبان آوردم "بابا" بود . بابا یعنی

 

دعای خیری که همیشه پشت سرمان است و مطمئن از وجودی که

 

همیشه پشتمان را تکیه گاهی امن و محکم پر کرده است .

 

بابا یعنی سایبانی از صمیمیت و دوستی که راه زندگی را به ما نشان

 

 می دهد و وقتی برای اولین بار و به عنوان اولین کلمه زندگی مان می

 

گوییم "بابا"یعنی اینکه همیشه و در تمام زندگی به اولین کسی که تکیه

 

می کنیم باباست و او آنقدر از شنیدن این کلمه شاد می شود که همیشه

 

برای کمک و همدلی حاضر است

 

به جبران این همه تلاش و حمایت و دوستی قدرش را بدانیم و تا وقتی

 

سایه اش بر سرمان است احترامش را نگاه داریم زیرا فرصتی برای

 

جبران کم است و برای پشیمانی زیاد

 

 

روز پدر نیست نزدیک هم نیست ولی این مطلبو نوشتم که بدونیم به روز اکتفا نکرده و یاد

 

پدرانمون باشیم به علتی که اونا همیشه به یاد ما هستند

 

راستی یکی از دوستان گرام ازم خواستن در مورد برنامه ماه عسل

 

 تحلیلی کنم باید بگم که  بهتره هیچی نگم و خواهشا رمضونی رو

 

بزارین دهنم بسته باشه و با کلمات رکیک به قول یزیا پچُلش (کثیف)

 

نکنم ولی یتا پیشنهاد می دم خواهشا مث من برنامه را نبیند و برنامه ماه من سلام رو بیبیند


 

نوشته شده توسط s در 88/06/08 ساعت 21 موضوع | لینک ثابت


ماه رمضان

 

سلام به همگی  حلول ماه رمضون مبارکتون

 

                                          جویند همه هلال و من ابرویت

 

                                          گیرند همه روزه و من گیسویت

 

                                          از جمله این دوازده ماه تمام

 

                                          یک ماه مبارک است آن هم رویت !

 

ماه شعبان هم کم کمک رفت و جاشو داد به ماه ضیافت و رحمت الهی  یک ماه دیگه هم از

 

 عمرمون گذشت امسال معلوم نیست اسم کیا رو خط بزنن و سال دیگه باشیم یه نه پس قدرشو

 

بدونیم بله ماه رمضون اومد با همه خوبیاش با دعای سحر و ربناش با سحرا و افطاراش 

 

 درای رحمت به روی همه بنده های خدا باز شد  چه خوب باشیم چه بد مهمونیم و مهمون نوازی

 

 صاحبش هم که زبون زده  پس اولش بهتون بگم که  با تموم شدن ماه رمضون درهای رحمت

 

هم  بسته میشه از الان گفتم لای در نمونید

 


 

نوشته شده توسط s در 88/05/29 ساعت 22 موضوع | لینک ثابت


ماه آمدن حسین و عباس (ع)

 

حسين لبخند بزن عباس آمد !

ام البنين چه مي کني ؟ اين نوزاد کيست ؟ که دور سر حسين مي گرداني ، چقدر زيبا و پر فروغ است

 

 ؟ام البنين تو از احوال همسرت علي آگاهي ، چرا به بازوان اين نوزاد خيره شده است ؟ تو هم همان

 

چيزي را حدس مي زني که حسن و حسين و زينب حدس ميزنند ؟ مولا چه مي گويد ؟ هذا ذخيره

 

الحسين يعني چه ؟

 

ام البنين جاي نگراني نيست ، دستان فرزند تو ايرادي ندارد ، علي براي چيز ديگري گريه مي کند ، شايد

 

 براي روز مبادا !!

 

اولين کلامي که به نوزادت آموخته اي چيست ؟ مامان ،  بابا ؟ يا ، حسين ؟ !! براي چه حسين ؟ نگو!

 

مي دانم ، براي روز مبادا !!

 

 چه زيباست ، نوزاد در آغوش زينب آرام گرفته ، زينب جان تو از احساست بگو ؟ خوشحالي ؟ تو تو ديگر

 

اشک نريز  مگر قد وبالاي اين نوزاد چه عيبي دارد ؟ ببين چه رشيد است ، لبخند بزن !! نکند تو هم

 

نگاهت خيره به روز مبادا  است ؟

 

 اينقدر خيره به چشمانش نگاه نکنيد ، چشمانش چشمه جوشان آفتاب است، ببينيد چه درخششي

 

 دارد ، نافذ و بي همتا !  اگر مي بينيد بين شما بيشتر به حسين نگاه مي کند ! اين از باب روز مبادا

 

است !! آخه او هم نگران است .

 

خدا يا اين نوزاد چه مي خواهد بگويد ، همه خيره به او نگاه مي کنند و او خيره به لبهاي حسين ، نکند

 

بين چشمان او و لبهاي حسين ارتباطي باشد !!

 

حسين جان تو ديگر بخند ! ذخيره روز مبادايت آمد ، کسي که امانت دار طراوت لبهاي توست ! مادرش به

 

 او گفته تو را برادر صدا نکند ، اما او نگهبان و ساقي خيمه هاي توست . همبازي علي اصغر ، آرام کننده

 

رقيه ، معلم قاسم ، رفيق علي اکبر ، لبخند بزن عباس آمد .

 

 مطمئن باش يوسف زهرا ، عباس حتي براي تو به لبهايش هم رحم نمي کند ، او خوب مي داند لب

 

خشک امام زمان يعني چه ؟ او غيرت الله است ، نگران نباش او عباس است  و عباس بي همتاست !!

 


 

نوشته شده توسط s در 88/05/10 ساعت 21 موضوع | لینک ثابت


فکر و خیال

 

سلام بر بر و بچه ها

 

امروز از بیکاری پای برنامه آشپزی نشسته بودیم که یه دفعه فکرمون رفت

 

جاهای علاوه تر و خیلی ناراحت شدیم! به خیال اینکه باعث این ناراحتی

 

خودمان هستیم .

 

 قضیه از این قراره که: هان اولش بهتون بگم می خوام

 

انتقاد کنم و نظر شخصیمو بنویسم پس خواهشا اول بخونین بعد بگین بد

 

نوشتم یا نه . ممنون

 

گفتم که قضیه از این قراره که پای برنامه اشپزی نشسته بودم و داشتم

 

تماشا می کردم که آقاهه داشت با چه وله ای مواد چاشنی ،دسر یا هر

 

کوفت و زهر مار دیگه ای بود و با هم مخلوط می کرد ایناش زیاد ناراحت

 

کننده نبود تا اینکه رفتم و خیلی ریز شدم و به بعضیا فکر کردم

 

یادمه بچه هایی افتاد که دارن این برنامه را می بینن حالا بعضیاشون که خدا رو شکر

 

خدا به پدر مادراشون داده و جنگشون سر اینه که کی بره بخره و بیاد ولی

 

اونایی که ندارن چه ؟ بچه ای که سن و سالی نداره و درکش هم نداره و

 

داره این چیزا رو می بینه و واقعا دلش می خواد چه کار می کنه ؟خوب اول

 

می ره به مادرش می گه من می خوام ولی مادرش چی می کشه که

 

 نداره براش بگیره .

 

چیزی که من دارم می گم خیلی بی ربط نیست و دور از تصور هم نیست و

 

واقعیت هم داره .هستن کسایی که از عهده خریدن حتی بستی ساده اش

 

هم برا بچه هاشون بر نمی یان چکار باید بکنن؟  حالا یکی تلوزیونو خاموش

 

می کنه یکی نمی زاره بچه هاش اینا رو ببینن همه که اینکارو نمی کنن .

 

نمی دونم شما چه جوری فکر می کنین ولی من خیال می کنم فکرام

 

خیلی یه جور چه جوریه .مثلا اگه یه میوه ای که مارک داره و برای کشور

 

خودمون نیست و قرار باشه بخورم  با خودم فکر می کنم که مثلا این میوه

 

رو تو یه کشور دیگه یکی که خیلی با ما فرق می کنه کاشته آبش داده

 

غصه شو خورده برداشت کرده از اونجا جعبه کردن آوردن تو کشور ما تو

 

شهر ما حالا اومده خونه ما و مثلا قسمت من بوده که بخورم  تو خونه که

 

بعضی وقتا می گم جوابم می دن که برو تو هم چه فکرایی می کنی بخور

 

بره  ولی من نمی تونم بی تفاوت باشه  در مورد این مسئله هم همین طور

 

 خوب اگه یه بچه ای دلش بخواد چکا باید بکنن

 

یادمه چند وقت پیش یه برنامه ای که اسمش یادم نیست از تلوزیون نشون

 

می داد که خیلی چیزی رو به رخ مردم  می کشیدن  بعد یه بنده خدایی

 

زنگ زده بود برنامشون که شما که دارین اینجور اینا رو نشون می دین بچه

 

من داره گریه می کنه و یک صدا داد می زنه که من می خوام وقتی من

 

ندارم که براش بگیرم یا باید قانعش کنم یا اگه درکشو نداره اعصابم خورد

 

بشه و دعواش کنم که نخواد و اگه ایندفعه هم دید به روی خودش نیاره این

 

درسته .

 

برای همین ظروفش که هر روز توش غذا تهیه می کنن خیلی خانوما تو سر

 

 و کله آقاشون می زنن تا براشون بخره  شوخی نیست جدی دارم می گم

 

شاید به خاطر یکی قابلمه دعوا می کنن قشقره به پا می کنن بچه که دیگه

 

 جای خود داره و اسمش رو خودشه بچه.

 

نمی دونم تونستم اصل مطلب رو براتون بگم یا نه ولی امیدوارم فهمیده

 

باشین .

 

حرف آخر :

 

اصلا نمی گم برنامه برای مردم پخش نشه یا برنامه هاشون خوب

نیستُ دستشون درد نکنه ولی اگه یه خورده مراعات حال مردم رو بکنن بد

نیست.

با تشکر از همگی


 

نوشته شده توسط s در 88/05/07 ساعت 16 موضوع | لینک ثابت


فرا رسیدن ماه شعبان

 

ماه رجب خداحافظ ، و سلام ماه شعبان ، سلام بر مواليد بي نظير تو ، سلام بر مهدي ، سلام بر

 

 حسين ،سلام بر زينت عبادت کنندگان و سلام بر عباس

 

سرآغاز تو ابالفضل است ، باب ورود به حريم حسين ، و نهضتي که به دست فرزندش ادامه

 

يافت ، تا به دست مهدي رسيد !!

 

سلام بر اسرار تو که سر الاسرار عالم است .

 

کليد غفران ماه رمضان تويي ، و پله کان عروج در مهماني الهي .

 

 

مناجات امير مؤمنان را در شبهاي تو شنيده ام ، از راز و نياز علي در شبهايت بزرگي تو را

 

فهميدم ، علي خدا را به تو قسم ميداد ، کسي که همه عالم در شب قدر خدا را به او قسم ميدهند .

 

الهي بعليٍ !!

 

بالهاي مهربانيت را براي من بگشا ، بگذار زير پرو بال تو آرام بگيرم ، ماه شعبان ! اينجا سرد

 

است ، تاريک است ، و من از تاریکي مي ترسم ، ماه شعبان ، بتاب ، بتاب بر يخهاي

 

زمستانيمان ، ماه شعبان ! اينجا کوير است ، تشنه ايم ، تشنه خدا ، پس ببار ، ببار به زمينهاي

 

خشک ساليمان ، ما را براي شب قدري بهتر ، مهماني زيباتر ، آماده تر کن !

 

 

چه زيباست مهماني الهي ، بعضي از اول رجب مهمانند ، برخي با تو آغاز کرده اند ، و برخي

 

با رمضان ، خوشا به حال آناني که سه ماه مهمان خدايند .

 

 

عيد فطر براي رمضانيان زيباست ، براي شعبانيان زيباتر و براي رجبيون وصف ناشدني !

 

 

رجب که از دستمان رفت ،تو برايمان نور افشاني کن ، خوش آمدي ، سلام ماه شعبان .

 

 

رسول خدا فرمود: رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است

 

 

                                 هر گل خوشبو که گل یاس نیست 

 

                                 هر چه تلألو کند الماس نیست 

 

                                 ماه زیاد است و برادر بسی  

     

                                 هیچ یکی حضرت عبـاس نیست

 

 

آمده از عــرش حق بر ما سروش

 

آمده مـي‏خوار و ساقي ، مي‏فروش

 

آمده سجاد (ع) و عباس (ع) و حسين(ع)

 

زين سبب بر پاست در عالـــــم خروش

 

 

                                        ایام نشاط و شور امت آمد

                                       هنگام سرور واخذ حاجت آمد

                                        روز سه و چهار ماه شعبان  

                                        ازجانب حق سه پیک رحمت آمد 

                                        میلاد حسین است و ابوالفضل و علی   

                                        یعنی که سه منشأ سعادت آمد 

                                        آن ماه که ماه حاجتش میخوانند 

                                        ما بین دو خورشید امامت آمد 

 

عباس آمد تا برادری را معنا کند، وفا را شرح دهد، ایثار را الگو باشد، شجاعت را تفسیر کند و

 

 دلاوری را مصداقی والا گردد. میلادش مبارک.

 

 

میلاد با سعادت سلطان عشق حضرت سید الشهدا (ع) و روز پا سدار امیر عشق حضرت عباس

 

 بن علی (ع) و روز جانباز و  پور عشق حضرت سیدالساجدین را بر تمام محبان تبریک می

 

گویم

 

الهی الهی

الهي! رجب گذشت و ما از خود نگذشتيم. الهي تو از ما بگذر.

ماه شعبان بر همگان مبارك باد. 

 


 

نوشته شده توسط s در 88/05/01 ساعت 22 موضوع | لینک ثابت


گله از صدا وسیمای خودمون

با سلام

چند وقتیه که صدا و سیمای یزد دوباره برامون سریال ساختن و تو

 

 شبکه استانی که نه سراسری در حال پخشه کسای دیگه رو نمی دونم

 

ولی ما که خیلی بهمون بر می خوره تا سریال تموم بشه. یادمه چند سال

 

 پیش که هنوز شبکه استانی افتتاح نشده بود روزای جمعه رو اختصاص

 

 می دادن برای پخش برنامه استانی بعداز ظهرا هم موقعی که همه

 

استانا برنامه ترنم رو از شبکه اول می دیدن و آهنگای درخواستیشو رو

 

 گوش می دادن ما یا باید پیام بازرگانی شهرمونو می دیدیم یا اخبار

 

 استان دلمون خش شد گفتن می خوان شبکه استانی راه بندازن گفتیم

 

دیگه راحت برنامه هامونو می بینیم ولی حالا هم دس از سرمون بر

 

 نمی دارن و همون فعل قبلی رو به کار می برن اینا هیچی خودمون

 

میبینیم و بی خیال. بیخیال که یکی که تو صدا و سیما میاد کل مراحل

 

رو می گذرونه مث آقای ... که بعد از مجری گری ،گوینده گی، تقلید

 

صدا ،کارگردانی ،گزارشگری،تهیه کنندگی ، حالا به شغل شریف

 

خوانندگی مشغول هستن خدا صبر جمیل بده به اونایی که شبکه یزد رو

 

 میبینن. 

 

  

 ولی از اون وقتی که دست اندرکاران به فکر ساختن سریال افتادن

 

دیگه پاک آبروی هر چی یزدی رو یه باره ریختن و دست بردارهم

 

نیستن تا سریال همدوماد پخش می شد هر که را می دیدی صحبت بود

 

که هااا همدوماتای یزدی هم نمی سازن و همش دعوا دارن و زنهای

 

 یزدی هم یا برن خونه رمال و جادوگر یا دور بیشینن بیبینن مردم

 

چکار می کنن تا بلاخره تموم شد و بوی ریحون شروع شد حالا این می

 

 شد تحمل کنی و بگی بچای یزد تو بچگی شر هستن ولی دوست داشتنی

 

 هم هستن دوباره گل مریم ساختن از گریمشو که نگو مو تا پشت پا

 

ابرو برداشته حالا منکرش نیستم که این کارا رو بچا یزد نمی کنن ولی

 

 چقدراشون هم هستن که عارشون (بهشون بر می خوره ) میاد این جور

 

 بگردن و اینجور عاشق و معشوق بازی در بیارن دختری را اگه

 

بخوان می رن خواستگاری دادن می گیره ندادن می ره بهترشو می

 

گیره کشته و مرده یکی نمی شن  چند وقت پیش تو خیابون بودم که دیدم

 

کارمندای صدا و سیما دوربیناشونا گذاشتن رو کولشونو تو خیابون

 

هستن حدس زدیم که دوباره دارن فیلم می سازن اونم چی ترمه چرا تو

 

 فیلماشون اینقدر یکی رو خوب می کنن و یکی رو بد یکی برا پدر

 

مادرشو فرشته می شه و یکی غول بیابونی . حالا اینا به کنار لهجه و

 

 تیپشونم به کنار آخه هیچ که نیست بیش این کارگردان یا نویسنده بگه

 

 مرد حسابی از قدیم گفتن هر درختی که پر بار تره سر به زیر تره 

 

این چه وضعشه پسر خونواده (محسن رو می گم )که به قول خودشو

 

اموال پدرش به یه میلیارد هم میرسه چرا باید گشنه (گرسنه )یکی کبابی

 

 باشه که دوماد دعوتش می کنه و چرا باید مث ندیده ها اینجور گوجه و

 

کباب بخوره چه عاروس خوبی که با این وضع تو خونه مادر شوهر می

 

 شینه حالا دوتا خل و چل هم کم داره فیلمشو که مانتو بر کنن و تو

 

خیابون پرسه بزنن فیلم عهدنامه که یادتونه اخه یعنی چه ؟ رسم و

 

رسوماتی دارن یزدیا برا خودشونو پایبند هم هستن ولی نه اینجور که

 

اونا می سازن بی رو در وایسی از تنها شبکه ای که بدم میاد شبکه یزد

 

 و شبکه اصفهانی ها که حالم از هر چی سریال به نام اینا هه بهم می

 

خوره

 

پس هموطن گرامی که این سریال رو میبینی هیچ کدومش واقعیت نداره

 

یا بگم برای ما نداره شاید برای کارگردان یا نویسنده اینجور بوده و

 

زندگیشون اینجوری ولی من به عنوان یه شهروند یزدی اصلا و ابدا با

 

این موضوعات موافق نبوده ونیستم نظر شخصی خودم نیست تو در و

 

 همسایه ،فک و فامیل ،دوست و آشنا همین نظر هست

 

به امید روزی که دست اندرکاران صدا و سیما دست از این سریال

 

ساختنای مسخره و پول خرج کردنای بیخود بردارن و اگه بلواقع می

 

خوان بسازن یه چیزی بسازن که تو شان مردم یزد باشه فیلم بسازن از

 

 زندگی کسایی که واقعیت داشته و داره  نمی تونن نسازن کسی گیر

 

بهشون نمی ده  

باتشکر


 

نوشته شده توسط s در 88/04/26 ساعت 23 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting